تبليغاتX
خيابان هفتم - سرآغاز

خيابان هفتم


آن روز که هيچ کس نبود، او بود و ديگری، آنها بودند؛ ما را آوردند و ديری نپاييد که همه جا پر شد از مثل ما. آری ديری نپاييد؛ به اندازه چند چشم به هم زدن؟ نمی دانم! فقط چند هزار سال! اکنون مثل ماها ماتريکسی را خلق کرده اند به نام شبکه گسترده جهانی! و اين دنيای سايبر جايی شده برای ثبت حکايت من، حکايت تابلو نقاشی زندگی من؛ جايی برای شرح ورق خوردن دفتر عمر، حکايت آمد و شد افکار که گهگاه بر شيشه بخار گرفته ذهن می نشينند، حکايت نقاش بوم های سفيد تنهايی ... حکايت من.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط نقاش خيابان هفتم  |