تبليغاتX
خيابان هفتم - بدون شرح!

خيابان هفتم


شايد يک جمله فلسفي مي گويد، هر نقطه نويد سر خطي را مي دهد که در آن حرفي تازه گره از رمزي مي گشايد.

صبح دميده مي شود.

و نويدي مي رسد به گوش.

ناگاه ندايي مي رسد از افق.

آسمان آبي تر.

يک لحظه آبي تر.

خبري در راه است.

و هلهله اي شايد بزرگ.

بايد رفت.

مي روم.

درنگ جايز نيست.

و اينک لحظه موعود است.

ساعت بهترين لحظه را نشان مي دهد.

تو را مي خواهم.

تو را مي جويم.

دست تو را مي گيرم.

آمده ام با هم برويم.

راه هموار شده است.

مي رويم.


+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 1:52 قبل از ظهر  توسط نقاش خيابان هفتم  |